

.jpg)
.jpg)
رئیس قرارگاه اجرایی گام دوم انقلاب، از روزهای پس از شهادت رهبر انقلاب نوشت.
به گزارش ایثارآنلاین، دکتر حسین آبشاهی- رئیس قرارگاه اجرایی بیانیه گام دوم انقلاب از روزهای پس از شهادت رهبر انقلاب اینگونه نوشت:
سلام آقاجان
نمیدانم از کجا آغاز کنم؛ از دلتنگیهایم بگویم یا از امید به آینده؟ از بغضهای در گلو مانده بگویم یا از عهدی که نسل ما با فردای ایران بسته است؟
سالها، هرگاه ماه رمضان از راه میرسید، دلهایمان زودتر از جسمهایمان راهی حسینیه امام میشد، نه برای آنکه با تو سخنی بگوییم، بلکه برای آنکه بار دیگر، امید را از زبان کسی بشنویم که آینده را با واژه «ما میتوانیم» معنا میکرد. این دیدارها، فقط یک برنامه رسمی نبود؛ مدرسهای بود که در آن، اعتماد تدریس میشد. شما به جوان ایرانی اعتماد داشتید؛ اعتمادی که از جنس تعارف نبود، از جنس باور بود
برای ما، بزرگترین هدیهی شما، امید و انگیزه به آینده بود. امیدی که نه از سر خوشبینی، بلکه از روی شناخت ظرفیتهای این نسل برمیخاست.بسیاری تنها سخنرانی را میدیدند؛ اما ما، گفتوگوی یک نسل با آیندهاش را میدیدیم.
امّا امسال، رمضان دیگری از راه رسید؛ رمضانی متفاوت از همهی رمضانهای گذشته. دیگر نه کارت دعوتی بود، نه حسینیهای، نه پدری مهربان که حرفهای تند ما را بشنود و با لبخند همیشگی و صبری دلنشین، با ما سخن گوید و با نگاه آرامشبخشش، التهاب دلها را به سکون و آرامش بدل کند.
امسال، سکوتی، سنگینتر از همیشه در فضای کشوردوست نشسته بود. گویی دیوارها نیز در جستوجوی صدایی هستند که سالها به آنها جان میبخشید. چه دشوار است پذیرفتن نبودن کسی که حضورش، تنها حضور یک انسان نبود؛ حضوری بود که اراده می ساخت، اعتماد میآفرید و آینده را ممکن نشان میداد.
اما مگر نه آنکه اندیشههای بزرگ، بیش از آنکه در قاب تصویرها بمانند، در جان انسانها ادامه پیدا میکنند؟
آقا جان...
اگر در این دنیا، فرصت دیدار دیگری نباشد، راه همچنان باقی است.
اگر دیگر دستی برای اشاره به افقها و قله ها نباشد، اراده ها در جان ها جاری هستند.
اگر دیگر لبخندی نباشد که خستگی را از دلها ببرد، مسئولیت ساختن، همچنان بر دوش ما میماند.
ما فرزندان همین سرزمینیم، سرزمینی که بارها از دل سختیها برخاسته و دوباره ایستاده است.
عهد می بندیم که مرزهای دانش را برای عزت ایران درنوردیم و ایمان داریم که هیچ ملتی با تکیه بر استعدادهای خود، محکوم به عقبماندگی نخواهد بود.
ما می توانیم آینده را بهتر و پر فروغ تر بسازیم.
اگر در این دلنوشته، اشکی بر صورت جاری گشت، بگذار پایانش لبخند باشد؛ لبخند نسلی که تصمیم گرفته است اندوه را به انگیزه، دلتنگی را به حرکت، و خاطره را به مسئولیت تبدیل کند.
روزی خواهد رسید که ایران، در قلههای علم و فناوری بیش از پیش بدرخشد.
آن روز، هر موفقیت ملت ایران، هر دستاورد علمی، هر گرهی که از زندگی مردم گشوده شود، هر پرچمی که بر قلهای از دانش به اهتزاز درآید، گواه آن خواهد بود که امید، اگر در جان یک ملت ریشه بدواند، از هیچ طوفانی هراس ندارد.
و ما همچنان خواهیم ساخت، نه برای آنکه نامی از ما بماند؛ بلکه برای آنکه نام میهن، همان ایرانی باشد که نسلهای آینده، به آن افتخار کنند، همان ایران قوی که تو ما را به سمت آن شوق حرکت دادی.
ای پدر شهید امّت، نوشیدن شهد شهادت که عمری در آرزوی آن بودی، گوارایت باد. پوشیدن خلعت شهادت با بدنی که نشانها از مادرت زهرای اطهر(س) و جدّت اباعبدالله الحسین(ع) و اباالفضل العباس (ع) دارد، مبارکت باد.
یادت گرامی و راهت پررهرو رهبر شهیدم!
ایثارآنلاین جامعه مجازی شهیدان آزادگان جانبازان و ایثارگران کشور
تهران -خیابان پاسداران-خیابان گل نبی-خیابان ناطق نوری - ساختمان قرآن و عترت-پلاک 56- بلوک B-طبقه چهارم- واحد 24
کد پستی: 1947755657




.jpg?w=280)